ابن خلدون ( مترجم : آيتى )
616
تاريخ ابن خلدون ( فارسي )
به طرابلس مأمور شد . الملك العادل زين الدين كتبوقا المنصورى به نيابت حماة منصوب شد . چون امام الدين بن سعد الدين القزوينى قاضى دمشق وفات كرده بود اين مصعب به بدر الدين بن جماعه رسيد . جمال الدين اقوش الافرم چون به دمشق رفت هر كس را كه به خدمت مغولان در آمده بود عقاب كرد و لشكرى به جبل كسروان و دروز فرستاد تا مردم آن نواحى را گوشمال دهد ، زيرا به هنگام هزيمت لشكر سلطان ، دست به كشتارشان زده بودند . همچنين مردم دمشق را به تير اندازى و شيوهء به كار بردن سلاح اجبار كرد . نيز مقرر شد كه مردم مصر و شام پولى بپردازند تا گروهى سوار و پياده به حفظ ديهها به مدت چهار ماه گماشته شوند . در سال 700 شايعات در باب حركت مغولان افزون گرديد . الملك الناصر محمد عازم شام شد و بر مردم مقرر كرد كه مالى بپردازند تا بدان لشكر خود را تقويت نمايند آن مال بستد . چند روزى در خارج شهر غزه درنگ كرد . سپس دو هزار سوار به دمشق فرستاد و خود در پايان ماه ربيع الاول به مصر بازگرديد . غازان با لشكر جرار خود برسيد . مردم از برابرش مىگريختند چنان كه راهها را گنجاى ايشان نبود . غازان ميان سرمين [ 1 ] و حلب فرود آمد و شهرها را تا انطاكيه و جبل السمر ( ؟ ) به جاروب غارت برونت و كشتار بسيار كرد . در آنجا گرفتار سرما و باران شديد و زمين گلناك بود و عبور از آن دشوار . آذوقه و علوفه نيز قطع شد و سپاه در تنگناى آذوقه افتاد . زمين نيز سراسر پوشيده در برف بود . مغولان بناچار به بلاد خود بازگرديدند . سلطان الملك الناصر محمد لشكرى بسيج كرده بود و اين لشكر به سردارى بكتمر سلاحدار به شام مىآمد . سلطان سيف الدين فنحاص المنصورى را به جاى او گماشته بود . در خلال اين احوال ميان سلطان الملك الناصر و غازان رسولان و نامهها در آمد و شد بود . همچنين سلطان ، فارس الدين البكى را امارت حمص ارزانى داشت . و اللّه سبحانه و تعالى اعلم . وفات خليفه الحاكم بامر اللّه و خلافت پسرش المستكفى باللّه و جنگ با اعراب صعيد خليفه الحاكم بامر اللّه احمد كه الملك الظاهر بيبرس او را در سال 660 به خلافت رسانيده و با او بيعت كرده بود ، در سال 701 پس از چهل و يك سال خلافت درگذشت . او پسر خود ابو الربيع سليمان را به جانشينى خود معين كرده بود . الملك الناصر محمد بن قلاون با او بيعت كرد و او را المستكفى لقب داد .
--> [ ( 1 ) ] متن : مرش .